مرضيه محمدزاده
757
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
كمال الدّين اصفهانى اسماعيل بن جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق اصفهانى ملقب به « خلّاق المعانى » ، شاعر قصيده سراى ايرانى است . پدرش جمال الدّين نيز شاعرى معروف است . سبب شهرت او را به خلّاق المعانى آن دانستهاند كه : « در شعر او معانى دقيقه مضمر است كه بعد از چند نوبت مطالعه ، ظاهر مىشود . » از جملهى ممدوحان او ركن الدّين مسعود از آل صاعد اصفهانى ، جلال الدّين منكبرنى خوارزمشاه ، حسام الدّين اردشير از آل باوند و اتابك سعد بن زنگى هستند . وى دورهى وحشتناك حملهى مغول را درك كرد و به چشم خويش قتل عام مردم اصفهان را به دست مغولان به سال 633 ه ق . ديد . كمال الدّين در آوردن معانى دقيق و باريكانديشى مهارت دارد و در التزامات صعب و تقييد به آوردن مفاهيم مشكل ، چيره دست است . ديوان او به طبع رسيده است « 1 » . نظم خوب دارد و خيالات شيرين انگيخته و رسائل را نيز به كمال دارد . كمال الدّين به سال 635 هجرى در اصفهان به دست مغولان به شهادت رسيد و با خون خود اين دو رباعى بر ديوار نوشت : دل خون شد و شرط جانگدازى اينست * در مذهب ما كمينه سازى اين است با اين همه هم هيچ نمىيارم گفت * شايد كه مگر بنده نوازى اين است * * * كو دل كه دمى بر وطن خود گريد * بر حال من و واقعهى بد گريد دى بر سر مردهاى دو صد گريان بود * امروز يكى نيست كه بر صد گريد « 2 » - * - كمال الدّين اصفهانى اشعارى در مرثيهى عاشورا دارد كه بعضى ابيات آن را مىآوريم : اين واقعهى هايل جانسوز ببينيد * وين حادثهى صعب جگر سوز ببينيد بر باز ببينيد ستم كردن گنجشك * بر شير ، شغالان شده پيروز ببينيد آن سلطنت و قاعدهى حكم كه دى بود * وين عجز و پريشانى امروز ببينيد از دود دل خلق درين ماتم خونبار * يك شهر پر از آتش دلسوز ببينيد ور عيسى يك روزه نديدى كه سخن گفت * نقّالى اين طفل نوآموز ببينيد * * * چون محرّم رسيد و عاشورا * خنده بر لب حرام بايد كرد وز پى ماتم حسين على * گريه از ابر وام بايد كرد لعنت دشمنانش بايد گفت * دوستدارى تمام بايد كرد * * *
--> ( 1 ) - فرهنگ معين . ( 2 ) - تاريخ گزيده ؛ ص 746 .